جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

194

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

و دين و بدن در آن نباشد . مثل صرف كردن مال در طلب جاه و منصب و شهرت و مدح و ثناى خلق و انفاق نمودن بر سفهاء و فسّاق و ظلمه و مبالغه نمودن در اتلاف آن و در مأكولات ، مشروبات ، ملبوسات ، مساكن ، مناكح ، باغ ، كوشك ، ايوان و تكلف در ظروف ، اوانى ، فرشها ، پرده‌ها ، مركوبها ، آلات خانه و در كنيزان ، غلامان ، حشم ، خدم ، ملازمان و ساير اخراجاتى كه زياد از حد كفايت و حدّ معروف است و در هيچ يك از آن صلاح بدن ، نفس و دين نمىباشد . دهم : غرور است كه فرموده است فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ « 1 » و غرور ، دل به دنيا نهادن و فريفته شدن به زينت ، زخارف و اموال آن و فراموش نمودن مرگ ، قبر ، برزخ ، دوزخ ، حساب ، كتاب ، صراط ، ميزان ، ثواب ، عقاب ، جنّت و نار و غافل شدن از خشيت ، هيبت ، عظمت و جبّارى خداوند و اميدوار گرديدن در رحمت و كرم او بدون اطاعت و بدون رجوع ، بازگشت و توبه و مبتلا شدن به طول امل و اميد بقاء بودن در دنيا و ايمن ماندن از زوال نعمت و حلول نقمت . اينها همگى آفات و خصلتهاى ذميمه است كه در آمدن مال ، عارض انسان مىگردد و محك و فتنه او مىشود . چنان كه فرموده است كه إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ « 2 » . پس هر صاحب مال و دولتى كه به مساعدت سعادت و رفاقت ، توفيق تبعيت حدود شريعت و حدود مال‌دارى را بنمايد و خود را از مس و مال و جاه و آفات آن نگاه دارد و تقيه كند و خصايص زر و طلا را از براى مال و نفس خودش حاصل نمايد ، از آن مال منتفع شده و آن را در امر آخرت و كمال نفس خود صرف كرده و بر جاده منصب خلافت باقى و برقرار مانده و محل « نعم المال الصالح مع الرجل الصالح » « 3 » گرديده است .

--> ( 1 ) . لقمان : 33 ( 2 ) . تغابن : 15 ( 3 ) . حقائق فى محاسن الاخلاق ، فيض كاشانى ص 113